دفتر شعر زندگی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آن قدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی درپی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد بدینسان بشکند در من سکوت مرگبارم را خدایا توانم ده تا دوست بدارم بی چشم داشت و بفهمم دیگران را حتی اگر نفهمند مرا به یاد داشته باش آینده کتابی است که امروز می نویسی پس چیزی بنویس که فردا از خواندن آن لذت ببری کاهگل باران خورده این . . ... بوی زندگی من است........ هیچکس اشکی برای ما نریخت چند روزیست حال من دیدنی است حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده: اى مولاى من اى فاطمه، به فریادم رس... آنگاه گونه راستت را بر زمین قرار ده و همین ذکر را تکرار کن، آنگاه دوباره سجده کن و صد و ده بار آنرا بگو، و حاجتت را ذکر کن، خداوند حاجتت را برآورد.
بارالها
هرگاه حاجتى داشتید که نسبت به آن بسیار در سختى قرار گرفتهاید، دو رکعت نماز گذارده، پس از نماز سه بار تکبیر گفته، آنگاه تسبیح حضرت زهرا (علیهاالسلام) را بگوید، سپس سجده کرده و صد بار بگو:
![]()

«یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد، و یا کهفی و السند، و یا واحد و یا واحد، و یا «قل هو الله احد» اسئلک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا، صل علی جماعتهم، و افعل بی کذا و کذا (حاجت دعا کننده ذکر شود.)
«ای یاور من هنگام یاری ها، و ای امید و اعتمادگاه من، و ای پناهنگاه و تکیه گاه استوار، و ای یکتا و ای بی همتا، و ای «قل هو الله احد» از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی که هیچکس را در مقام مانند آنها نیافریدی، بر جماعت آنها رحمت فرست. و فلان رحمت و فلان رحمت و فلان نیازم را برآور.![]()
![]()

برای همسایه ای که نان مرا ربودنان
برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق
از درگاهت آرزو دارم
| Design By : Night Melody |

